شیخ حقگو
 
154 بازدید از این پروفایل
درباره وبلاگ
عنوان:
دسته بندی:
سرگرمی و طنز
درباره:
اینجا ما به حقیقت به گونه ای دیگر مینگریم .
سعیمان این است تا از حقیقتهای مجازی واقعیت نمایان گردد.
حقیقت گاهی خیلی دیر نمایان میشود.
تاریخ تولد وبلاگ:
درباره نویسنده
نام:
شيخ حقگو
تاریخ تولد:
16 دی
استان:
اصفهان
آخرین یادداشت
بازی شب یلدا2

خیلی وقت پیشا –یعنی دو هفته ای میشه- دوست خوبم اینمنم منو به بازی شب یلدا دعوت کرده بودند که وقت نشد تا الان خودش اسم جالبی براش انتخاب کرده بود خودزنی و انصافا همین هم هست ادم اینجا خود زنی میکنه باید پته خودت رو رو آب بریزی گفتن 5تا ولی هرچی شد می نویسیم:

  1. مادر شیخ میگه که من خیلی بی انضباط و شلخته ام اگه از تفاوت دیدگاه خودم و مادرجونم درباره نظم بگذریم این اواخر خودم هم همین حس رو پیدا کردم که یه خورده شلخته شدم.
  2. یه ایرادی که من خودم خیلی به خودم وارد میدونم با وجود اینکه روابط عمومیم خیلی خوبه و اصولا با همه خیلی زود اخت میشم هیچ وقت با خانوما نمی تونم راحت باشم. خدایی نکرده فکرتون نره اونجا که شیخ امله و ازین حرفا نه ولی نمیتونم اجازه بدم یه خانوم بهم نزدیک بشه(نزدیکی احساسی بیشتر) یادمه 2 سال پیش هم که توی همین بازی نوشته بودم همینو و اینکه دوست دختر هم تا الان نداشته و ندارم خیلی از مریدا دعا کرده بودن یه خوبش گیرم بیاد که اینجا معلوم شد خدا به دعاشون توجهی نداره.
  3. آدم رکی هستم حرفی رو که احساس میکنم باید بزنم تو چشای طرف ذل میزنم و میگم البته خوب خیلی از دوستان نزدیک میترسن بعضی وقتا همون حرف همیشگی زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد که البته امسال شاهد بودیم که حتی اگر راهپیمایی سکوت هم بکنی سر سبزت بر باد هست این دیگه تقصیر زبون بدبخت سرخ نیست اشکال از جای دیگه اس.
  4. هیشکی نیست که من باهاش قهر باشم اصولا ادم مثبت اندیشی هستم و خیلی گیر نمیدم به مسایل کوچیک و ...خیلی هم سرزنده هستم توی محیط کار هم در روزهای سخت همیشه یه نفر هست که میتونه جو رو عوض کنه اونم شیختونه  ولی خوب یه نفر هست که من باهش قهرم چند بار تا بحال پیش قدم شدم باهاش اشتی کردم ناسلامتی روز 8 ساعت با هم هستیم-همکارمه- ولی خوب دوباره مثل بچه های لوس و بی معنی یه کاری میکنه ... توی بهترین حالت 37-8 سالشه مرد گنده ...هفته پیش با یکی از بچه ها رفتیم فال قهوه بگیریم خیلی کنجکاو بودم ببینم چه جوریه این فال گرفتنا و ... تا اینکه همین دوستم گفت که یه خانومی هست که فال اقایون رو هم میگیره گفتیم بریم باور نمیکنید اولین چیزی که گفت این بود با یکی قهری یعنی این مسئله این قدر پررنگ بود توی زندگی من که توی فالم هم اومده بود.
  5. اهل تظاهر نیستم حالم از ریا هم بهم میخوره یک کلام ختم کلام که نه زشت میشد این اخری خیلی کوتاه میشد بقیه بلند. من فکر میکنم اون رک بودنم هم ریشه اش توی اینجاس که اهل تظاهر نیستم.

یکی از دوستان هفته گذشته گیر داد که فلانی چرا نماز نمی خونی گفتم به تو ربطی نداره. گفت نه گفتم همینجوری گفت که من هر وقت سوالی داشته باشم که هیشکی جوابش رو ندونه میدونم اینجا یکی هست که جوابش رو بدونه-البته شرعی و غیر شرعی نداره اطلاعات شیخ کلا بالاس ولی منظور این دوستمون بخش شرعی بود- حیف نیست کسی با این اطلاعات و دانش و... نماز نخونه گفتم حالم از ریا بهم میخوره ....

هفته گذشته یه سمینار برنامه نویسی بود –البته بیشتر بحث بود تا سمینار- اون بابایی که اومده بود بعد از نیم ساعت کلنجار رفتن با من بهم گفت که شما قبلا توی حوزه درس میخوندین گفتم به این ظاهر من میخوره که از 3 کیلومتری حوزه هم رد شده باشم و جمع حاضر همه پکیدن از خنده.

  1. اینم میگم ولی خداییش به روی خودتون نیارین. بعضی از دوستان که مرید رسمی میشن و بعضی وقتا اگه باشم چتی و یا فیس بوک و ازین حرفا همیشه یه سوال میپرسن و اونم سن منه. خوب البته یه تفاوت فاحش هم همیشه بین اون چیزی که اونا حدس میزنن و سن واقعی من هم وجود داره توی بهترین حالت گفتن سن من 35-6 سال که البته شما تا 55 سال هم میتونید بالات برین ولی خوب سن شیخ با این همه دبدبه و کبکبه و کلی مرید باحال و اینا سنش چیزی حدود 11-12-13 سال ازون دوستش که با هم قهرن کمتره.

چون خیلی از شب یلدا گذشته من کسی رو دعوت نمیکنم. بعد هم ببخشید که مطالب قدری طولانی شد.

پ ن: دوستان هم می تونن احساسشون رو بگن درباره شیخ اینکه چه جور ادمیه و ازین حرفا به بهترین ها هم جایزه میدم جدی میگم.


4 January 2010, 11:27 am

نظرات دیگران