می خواستم یه خورده از دنیای سرد و بی روح , جایی که همه چی برای اونیه که بیشتر داره و داشتن و بیشتر داشتنت دلیل احترام دیگرونه ,
جایی که دروغ و ناراستی سبب موفقیتت می شه , فاصله بگیرم
پس یه وبلاگ باز کردم .
تا زمانی که آنلاینم همه بدی ها رو فراموش می کنم .
آرامش گرفتن و آرامش دادن شاید شیرین ترین چیزی باشه
که اینجا من به دنبالشم
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق
مجنون می کند
در غم ما
روزها ، بی گاه شد
روزها با
سوزها همراه شد
روزها گر رفت
، گو رو ، باک نیست
تو بمان ، تو
بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
تو بمان ، ای
آن که چون تو پاک نیست
شمع و پروانه منم ، مست می
خانه منم
رسوای زمانه
منم ، دیوانه منم
یار پیمانه منم ، از خود
بیگانه منم
رسوای زمانه
منم ، دیوانه منم
چون باد صبا در به درم ،
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی
سحرم ، از خود نبود خبرم
رسوای زمانه
منم ، دیوانه منم
تو ای خدای من ، شنو نوای
من
زمین و آسمان
تو ، می لرزد به زیر پای من
مه و ستارگان
تو ، می سوزد به ناله های من
رسوای زمانه
منم ، دیوانه منم
وای از این شیدا ، دل من
مست و بی
پروا ، دل من
مجنون هر
صحرا ، دل من
رسوا دل من ،
رسوا دل من
لاله ی تنها ، دل من
داغ حسرت ها
، دل من
سرمایه ی
سودا ، دل من
رسوا دل من ،
رسوا دل من
خاک سر پروانه منم ، خون
دل پیمانه منم
چون شور
ترانه تویی ، چون آه شبانه منم
رسوای زمانه
منم ، دیوانه منم

29 July 2010, 4:29 pm
ولی توی صفحه شخصی هر کس که می ری ، بالای سمت راست روی یک پس زمینه ی زرد رنگ نوشته : اضافه به لیست دوستان یا یه همچین چیزی
باید روی اون کلیک کنی